ویژگی های تمدن جهانی
تمدن جهانی: اگر با اتکای به نظریه ویل دورانت1، تولد یک اندیشه نو را سرآغاز ظهور یک تمدن و تداوم نواندیشی، و زایش فرهنگی را از شرایط استمرار و ماندگاری آن تمدن تلقی کنیم، تردید نباید کرد که تمدن کنونی جهانی، با محوریت انسانگرایی، دستکم از دو قرن پیش آغاز شده و به دلیل توانمندیهای درونی در تولید ایدههای نو و زایش فرهنگی و قدرت سازگاری با محیط، به تدریج، با تمام توان در حال گسترش و فتح دل های مردمان اقصی نقاط عالم است. جهان، تمدنهای زیادی را به خود دیده است اما در طول تاریخ بشر، تمدنهای جهانی، یعنی ایدههایی – و به تبع آن روشها و الگوهایی -که رفتار بخش زیادی از مردمان جهان را تحت تاثیر قرار داده باشند، از تعداد انگشتان دست، بیشتر نیست. نظیر تمدن ایرانی در عصر هخامنشیان که بخش قابل توجهی از جهان معاصر خود را تحت تاثیر قرار داد و یا تمدن اسلامی که پس از دو قرن توانست اکثریت قارههای آسیا، اروپا و افریقا را تحت نفوذ آموزههای خود قرار داده و تا قرنهای متمادی، در بخشهایی از جهان عرض اندام کند. تمدن کنونی، اما به دلایل زیادی، قطعا نظیر ندارد و به سان جریانی فراگیر، پیوسته، اما با سرعت و پیچیدگی زایدالوصفی در حال توسعه و تعمیق در میان تمامی افراد بشر، اقوام، ملتها و پیروان مذاهب مختلف در این کره خاکی است.
به استناد نظریه ادگار شاین2 نظریهپرداز نامی عرصه فرهنگ، گرچه معرف هر فرهنگ و تمدن، مصنوعات و دست ساختهها و رفتاری (رفتارهایی) است که به نمایش درآمده و قابل مشاهده است اما این مصنوعات و یا به اصطلاح امروزی این تکنولوژیها شامل صنایع، روشها، ابزارها و الگوها، ریشه در ارزشهایی دارند که عاملان آن بدان پایبند بوده و هر گونه رفتار، ابزار و مصنوعاتی را در چارچوب باید ونباید های آن تولید کردهاند. ارزشها نیز ریشه در مفروضات(assumptions) و باورهای عمیق و بنیادینی دارند که زندگی و ابعاد آن را برای صاحبان ارزشها و تکنولوژی و مصنوعات تعریف میکند. به عبارت دیگر در سطح فلسفه و تئوری است که ایدههای زندگی بوجود میآیند و این ایدهها به تدریج تبدیل به ارزشها و باید و نبایدهای زندگی شده و سر از رفتار و تکنولوژی در میآورند. بدیهی است این باورهای عمیق، دارای یک هسته مرکزی و محوری هستند که سایر ایدههای فرعی از آن نشات گرفته و به مرور کل زندگی انسان، حول آن تعریف و ساخته میشود. به استناد منابع متقن و آثار غیرقابل کتمان، میتوان مدعی شد که شاه بیت تمدن کنونی جهانی که از سرزمینهای غرب و اروپا آغاز شد و به تدریج کل کره زمین را درحال دربرگرفتن است، پذیرش حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خود به جای حکومتهای منتسب به آسمان است، ایده نواندیشانهای که بعدها به اومانیسم( Humanism ) معروف شد. این اندیشه نو از میان خارزارهای قرون وسطی، که به نام دین، سبوعانهترین جنایات را علیه بشریت مرتکب شد، سربلند کرد. بر اساس این ایده جدید: انسان صاحب کرامت است، آزاد خلق شده و نیز اختیار دارد تا براساس درک و فهم و رشد خود سرنوشتش را رقم بزند. در این راستا درستی، نادرستی و روایی، ناروایی و نیکی و زشتی به تناسب رعایت منزلت و شان انسان تعریف میشود. رضایتمندی انسان، یک اصل تلقی میشود و به هیچ بهانهای نمیتوان انسان را محدود و زندگی را بر او سخت نمود. در این چارچوب است که سایر سطوح فرهنگ و تمدن شکل میگیرد و بر این اساس ویژگیهایی برای این تمدن3 قابل شناسایی است.
ویژگیهای تمدن جهانی:
· پلورالیسم. در این تمدن، تنوع فرهنگی، به معنای تنوع الگوهای مشترک رفتاری – به تعبیر ادگارشاین تنوع راهحلها برای مسائل و نیازهای درونی و محیطی هر گروه انسانی اعم از اقوام و ملیتهای مختلف – پذیرفته شده است. نکته قابل تاَمّل اینکه برخلاف القائات گسترده مذهبیون افراطی، این تمدن، علَم مخالفت با هیچ مذهبی را برنیافراشته است و اگر چالشهایی بین پیروان برخی از مذاهب با مبانی این تمدن پیش آمده باشد به دلیل مطالبات فرادینی حکومتهای دینی یا پیروان چنین ادیانی از یک سو یا زیاده خواهی های مدعیان رهبری تمدن جدید، از سوی دیگر بوده است و این چالش ها، ارتباط معناداری با ذات ادیان آسمانی و مفروضات اساسی تمدن کنونی ندارد، و این تمدن در عمل دین را درجایگاه خود – به مثابه یک نیاز روحی و معنوی برای بشر- به رسمیت شناخته و واقعیات نیز نشان می دهند که آشتی و تعامل مثبتی بین آنان در بسیاری از مناطق دنیا بوجود آمده است. در این میان اسلام سیاسی که از سوی بخشی از مسلمانان در دنیا مطرح شده است نیز به دلیل خواستهای فرادینی حکمرانی– و ایدئولوژیک – به یکی از چالشهای جدی تمدن کنونی با جهان اسلام تبدیل شده است که به نظر میرسد به دلایل زیر این چالش درحال رفع شدن است4:
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}
دراین وبلاگ مقالات و یاد داشت های علمی و تخصصی مدیریتی دکتر سید هاشم هدایتی درج می شود. هدایتی متولد 14/2/1338 است. او در سال 71 لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران و در سال 1374 فوق لیسانس مدیریت دولتی را از دانشگاه تهران اخذ نموده و در تیرماه 85 موفق به اخذ مدرک دکترای مدیریت خود درموسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی تهران شد. تدریس در دانشگاه و موسسات عالی آموزشی‘برگزاری سمینارهای علمی و مشاوره تدوین استراتژی سازمان ها در کنار نگارش دهها مقاله علمی و سیاسی-فرهنگی از جمله سوابق علمی و آموزشی اوست. وی قبلا مدیر کل ادارات کل صنایع وتعاون استان کردستان .مشاور مدیر عامل و مدیربرنامه ریزی شرکت احداث صنعت و کارشناس خبره سازمان صنایع ومعادن کردستان بوده ودوسال آخر خدمت را به عنوان عضو هيئت علمي دانشگاه صنايع و معادن تهران سپري نمود .در حال حاضر پس از بازنشستگي از خدمات دولتي به فعاليت ها مشاوره و تدريس به صورت پاره وقت مشغول است.