مصاحبه با دکتر سید هاشم هدایتی*

   با توجه به جایگاه  علمی جنابعالی درکشور  و  سابقه مدیریت اجرایی  با پرونده درخشان در حوزه های مختلف مدیریتی( استان کردستان) تقاضامندم که  به سوالات این بخش از پرسمان در ارتباط با موضوع " موانع زیر ساخت "  در کردستان پاسخ داده و  نظرات و دیدگاه خود را برای کمک به رفع موانع و بهبود وضعیت در این زمینه بیان بفرمایید.

1         - وضعیت  «زیر ساخت» توسعه در استان کردستان را چگونه میبینید؟

پاسخ سوال یکم. بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از اقدام مفید و ارزشمند هفته نامه روژان، لازم می بینم قبل از پاسخ به سوال شما برداشت خودم از توسعه و زیرساخت های آن را مطرح کنم.

همانطوری که می دانید اصطلاح توسعه( Development)به معنای واقعیتی مادی و ذهنی که بر حسب آن جامعه از طریق ترکیب فرایند های اجتماعی، اقتصادی و نهادی، وسایلی را برای به دست آوردن زندگی بهتر تامین می کند(تودارو)واژه تکمیل شده رشد اقتصادی(Economic grow)اس که به معنای افزایش بلند مدت ظرفیت تولیدی به منظور عرضه کالاهای هرچه متنوع تر اقتصادی به مردم که بر پایه سه عامل تکنولوژی پیش رونده و تعدیلات نهادها، رفتاری و ایدئولوژیکی استوار است(سیمون کوزنتس). توسعه پس از جنگ دوم جهانی مطرح شدو دوبلوک شرق و غرب به فراخور دیدگاه ها و مبانی فلسفی و تئوریک شان مدلهایی را برای توسعه دادن سرزمین های تحت سلطه خودارایه داده و بعدها الگوهای وابسته و نیمه مستقلی از آن مدل ها در کشورهای غیر پیشرفته موسوم به جهان سوم به صورت نسبی پیاده سازی شد. به تبع، نظریه های مختلفی نیز برای این مدل ها از سوی دانشمندان اقتصاد و مدیریت،ارایه شد که دریک دسته بندی کلی می توان در دو جبهه چپ و راست یا مارکسیستی و لیبرالیستی جای داد.در این میان صاحب نظران مستقلی هم وجود داشته اند نظیر مایکل تودارو که فارغ از نوع نگرش و ایدئولوژی چپ و راست،رتوسعه را جریانی چند بعدی دانسته که مستلزم تغییرات اساسی درساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصاد، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. از این منظر جریان توسعه باعث می شود زندگی از نظر مادی و معنوی بهتر شود. تودارو معتقد است توسعه باید دارای سه ارزش اصلی باشد: 1) معاش زندگی یا قدرت تامین نیازهای اساسی که بیشتر بعد رشد اقتصادی جامعه و سطح رفاه مردم را هدف قرار می دهد 2)اعتماد به نفس یا احساس شخصیت کردن، عزت نفس داشتن و آلت دست قرار نگرفتن توسط دیگران برای مقاصد شخصی شان که بعد اجتماعی و فرهنگی و ارزش های رفتاری را پوشش می دهد و3) آزادی یا توانایی انتخاب داشتن که شامل رهایی از شرایط مادی از خود بیگانه کننده زندگی و آزادی از قیود اجتماعی انسان نسبت به طبیعت، جهل، بدبختی و نیز انسان های دیگر، نهادها و باورهای جزمی می شود. این بعد ناظر به مسائل سیاسی و ساختار قدرت درجامعه است. در این رابطه سخن حائز اهمیت تودارو این است که: "در انتقال از سطح توسعه نیافتگی مزمن به توسعه، بهبود در سطح زندگی مردم، باید از بالاترین اولویت برخوردار باشد. به همین دلیل اقتصاد باید نقش اصلی را در فرایند توسعه بازی کند"

برای تبیین مفهوم توسعه، نا مناسب نمی دانم به تعریف زیبا (و بومی شده نظریه فرایندی روستو از توسعهکه آن را یک فرایند تحول تعبیر کرده است) توسط مرحوم دکتر حسین عظیمی شاره کنم که می گوید: " توسعه فرایندی است که طی آن باورهای فرهنگی،نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به صورت بنیادی متحول می شوند تا متناسب با ظرفیت های شناخته شده جدید شوند و طی این فرایندسطح رفاه جامعه ارتقاء می یابد"

بدیهیاست که جریان توسعه علاوه بر اهداف، مراحل، شرایط و سایر الزامات، دارای زیرساخت هایی نیز هست که به عنوان شرط لازم توسعه تلقی می شود. زیر ساخت( infrastructure)از نظر تودارو به دستاوردآن دسته از سرمایه گذاری های   اجتماعی و اقتصادی اطلاق می شود که موجبات گسترش سطح تولید ملی را فراهم می آورند که مصداق های آن عبارتند از: راه ها، برق، آب،اقدامات پایدار بهداشتی،ارتباطات و..."

با ذکر این مقدمه اکنون به سوال اول شماپاسخ می دهم: با پذیرش این اصل که شرط لازم تحقق توسعه در هرجامعه ای وجود زیرساخت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است می توان گفت در کردستان میزان تحقق توسعه یافتگی، اندک و موانع متعددی سر راه آن قرار دارد.کما اینکه اجمالا می توان گفت آمارها و اطلاعات منتشره مراجع رسمی و واقعیت های موجود نشانگر آن است که زیر ساخت های اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و سیاسی استان برای پیمودن مسیر توسعه چندان هموار و مناسب نیستند. به عنوان نمونه باید گفت: اگرچه در حوزه برق و انرژی، سیستم فاضلاب و ارتباطات درمقایسه با میانگین کشوری وضعیت تا حدی قابل قبول است اما در سایر موارد زیرساخت های اقتصادی نظیر جاده های با استاندارد مناسب و آزادراه ها، پیشرفت ناکافی است و شبکه ریلی و سیستم هوایی و پروازهای محدود و نامنظم آن، رضایتبخش نیست. در موردزیرساخت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کاستی های بیشتری وجود دارد. از جمله سطح بهداشت، امکانات آموزش مهارتی – به ویژه درحوزه های حرفه ای – ساختار نیروی کار، ضعیف است. در موردفرهنگ و باورهای مردم نسبت به زندگی و تحولات عصرجدید، الگوی مصرف،ارزش های پایدار و مفروضات اساسی نیز که نگاه مردم به توسعه را شکل می دهد وضعیت به همین منوال است. در کل وضعیت زیر ساخت های توسعه کردستان را می توان متوسط روبه پائین ارزیابی نمود.

2        -عوامل موثر در توسعه « زیرساخت » های توسعه کدامند؟

پاسخ سوال دوم. صاحب نظران عرصه توسعه عوامل متعددی را برای ایجاد و تقویت زیرساخت های مختلف توسعه بر می شمارند که اجمالا به چند عامل مهم آن اشاره می کنم:

  • تفکر استراتژیک و مسلح بودن مدیران بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بینش رقابیتی،دورنگری و متکی بودن به چشم انداز شفاق، معقول، برانگیزنده و مورد توافق و حمایت شده توسط دولت و ملت.
  • تراکم سرمایه – اندوخته های ناشی از پس انداز و سرمایه گذاری مربوطه-  که در اثر درآمد بالا و مازاد بر مصرف و از طریق مدیریت کارآمد و طراحی استراتژیک بوجود می آید.
  • حاکمیت مردمی، ساختار سیاسی دموکراتیک و ملی اندیش و به دور از حکمرانی اقلیت کوچک ویژه سالار و برخوردار از بوروکراسی دولتی چالاک و کارآمد که با برنامه ریزی های بلند مدت زمینه ساز تقویت زیرساخت های توسعه جامعه شود.
  • دستیابی به تکنولوژی پیشرفته و پیش برندهکه از طریق نوآوری و انتقال و اقتباس تکنولوژی و بومی کردن آن حاصل می شود.
  • وجود نظام آموزشی مهارت محور کارآمد و پویا برای تربیت نیروی انسانی ماهر، توانمند، خلاق و باورمند به توسعه
  • وجود فرهنگ ، باورهای بنیادین و ارزش های توسعه محور و متناسب با نیازهای دنیای جدید و فاصله گرفته از روابط سنتی و عشایری حاکم بر نظام های انتخاب و تصمیم گیری.و نیز وجود زمینه های تاریخی و برخورداری از بینش متناسب با اولویت های واقعی و تاکید بر محوریت اقتصاد در فرایند توسعه.
  • ساختار اقتصادی معقول و مستقل به دور از افراط و تفریط دولتی و خصوصی بودن، صنعت محور و فاصله گرفته از اقتصاد سنتی کشاورزی محور.

 

3  -  به نظر  جنابعالی موانع « زیر ساخت بنیادین»  در کردستان  چیست؟

پاسخ سوال سوم. با توجه به عواملی که برای ایجاد و تقویت زیر ساخت های توسعه نام بردم می توان برخی ازمهمترین موانع موجود در مسیر توسعه کردستان و مناطق مشابه را به شرح زیر برشمرد:

 

  • فقدان تفکر استراتژیک در برنامه ریزی های دولتی و نقش اندک، ناکافی، ناکارآمد و نامناسب بخش خصوصی در این زمینه، حاکمیت فکر روزمرگی و سر در لاک خود بردن مدیران و برنامه ریزان و متولیان توسعه کردستان، بی توجهی آنان به تحولات محیطی و رقبای همسایه،منطقه ای و جهانی را می توان مهمترین مانع برای شکل گیری زیرساخت های توسعه منطقه دانست.
  • پائین بودن درآمد سرانه مردم و در نتیجه کم بودن پس انداز که مانعی جدی برای ایجاد تراکم سرمایه به عنوان شاهرگ ایجاد زیرساخت توسعه به شمار می رود را باید دومین مانع مهم یرای ایجاد زیرساخت های توسعه کردستان دانست.
  • ناکارآمدی سیستم برنامه ریزی ملی و منطقه ای، ضعف بخش خصوصی و محدودیت های ناشی از سلطه مضاعف دولت و موسسات دولتی بر اقتصاد منطقه و اندک بودن سهم بخش خصوصی در اقتصاد کردستان، سیاسی کردن روند توسعه و امنیتی شدن اوضاع کردستان در چهار دهه اخیر و جتی پیشتر از آن را شاید بتوان سومین مانع جدی زیرساخت های قوی توسعه این منطقه به حساب آورد.
  • عدم دسترسی به تکنولوژی پیشرفته و رقابتی در کنار ناکارآمدی نظام آموزشی مهارت محور برای تامین نیازهای بازار کار موجب شده است ساختار نیروی کار منطقه علیرغم وجودآمار بالای تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی نتواند به یک ساختار کارآفرین دست یابد. ساختار و ترکیب نیروی کار مولد، خلاق و  کارآفرین همواره به عنوان یکی از ریرساخت های توسعه ایفای نقش می کنددر حالی که سیستم آموزشی کردستان به تبعیت از کشور بیشتر کارمند پرور است تا کارآفرین پرور!
  • حاکمیت نگاه سنتی کشاورزی محور ودر سطوح مدیریتی کشور و منطقه و بی توجهی به مزیت های انسانی و سرزمینی که منجر به شکل گیری ساختار دولتی کشاورزی محور و کم توجهی به صنعت و مزیت های رقابتی مرزنشینی. شاید بتوان گفت وجود نگرش "مزیت نسبی محور" به جای، مزیت "رقابتی محوری" ریشه اصلی شکل گیری این رویکرد است. موفقیت کشورهای فاقد مزیت نسبی اما مزیت رقابتی ساز دردنیا این حقیقت را آشکار ساخته است که اتکای صرف به مزیت های نسبی و تبدیل نکردن آن ها به مزیت های رقابتی یک عامل زیر بنایی در ناکامی برای ایجاد زیرساخت های توسعه منطقه به شمار می رود.

* دانش آموخته مدیریت استراتژیک