آزادی ، روح و جان روزنامه نگاری است!*
آزادی ، روح و جان روزنامه نگاری است!*
سیدهاشم هدایتی**
شاید برداشت نویسنده روسی درست باشد که اشتیاق ویژه مردان و زنان کرد به آزادی ریشه در سال های اولیه زندگی شان دارد که مادر ! سخت در طناب گهواره شان می پیچد! من هم یک کرد هستم . کردی که خود را ایرانی می شمارد و دل در گرو تعلیماتی دارد که آزادی و آزادگی را ارج می نهد . کردی که به واسطه شرایط ویژه سرزمینش از همان روزهای کودکی و نوجوانی گمشده ای را در خود می جوید . گمشده ای به فراخنای دشت های سرسبز و کوه های سر به فلک کشیده کردستان ، به شفافیت آب های سیروان و قشلاق و به گرمی دل های عاشق.
ادر پیشینه تعلیمات اجتماعی ولین روزی که کودک کرد به مدرسه رفته به جای کاشتن بذر امید و آرزوهای بزرگ ، سوز شلاقی را حس می کند به عظمت مظلومیت. او همانگونه که از مادرش آموخت که در گهواره نباید دست و پایش آزاد باشند. از نظام اجتماعی اش نیز این پیام را می گیرد که تو آزاد نیستی با زبان مادریت بخوانی و بنویسی. و این اولین روزی بوده که یک کرد با تمام وجود آزادی را فریاد می زند. و در مراحل دیگر زندگی هر روز سنگی دیگر در سر راه و چوبی دیگر لای چرخ آزادیش ، به معنای حق انتخاب و اختیار انتخاب پدید می آید. من با این نگاه به تعریف آزادی و جایگاه آن در کسوت روزنامه نگاری و خبرنگاری پردازم!
ایران ، سرزمین مادری من ، یکی از کهن ترین و ریشه دارترین تمدن های بشری را ساخته است. و تاریخ این حقیقت را به درستی در لوح دل به ثبت رسانیده است.برگ های زرین تاریخ ما به خوبی نشان می دهند که آزادی ، به دلیل حرمت و شانی که انسان نزد ایرانیان داشته است، از جایگاه رفیعی برخوردار بوده است. اما قدرتمندان تمامت خواه در مقاطعی از تاریخ ایران کوشیده اند آزادی را در بند امیال خود در آورند و چنین نیز شده است. مردمان ایرانی در این کشاکش بارها و بارها در پی آزادی برخاسته اند . همه برگ های تاریخ ما نشانگر این کشمکش میان حاکمان مستبد و مردمان آزادی خواه است. بهمن 57 یکی از آن مقاطعی است که اراده آزادی خواهی ایرانیان بر گرفت و انقلابی با نیت حذف مستبدان و میدان داری آزادی خواهان پای گرفت. سال ها تلاش و هزاران سرو بر زمین افتاده هزینه این پیروزی بود. آنچه ما در این سالیان شاهد آنیم نبردی است میان هواخواهان آزادی و بد خواهانش!
به گمان من عمر آزادی در ایران به درازی زندگی ایرانیان است و البته عمر استبداد و آزادی ستیزی نیز به همین مقدار! چرایی این تقارن بستگی تام به ماهیت و خلق و خوی انسانی دارد و مختص ایران نیست . نبردی دائمی بین آزادی و استبداد از آغاز حیات انسان شروع شده و تا پایان هم ادامه دارد. بزرگان ، درست اندیشیده اند که این نبرد در جامعه بازتابی از نبرد بین خود خواهی و دیگران خواهی ، خود ناخواهی و دیگران ناخواهی ویا خود خواهی و دیگران خواهی انسان هاست. اگر آزادی را اینگونه تعریف کنیم: " حق انتخاب و اعمال اراده به نحوی که به ضایع شدن این حق برای دیگران نینجامد" دستیابی به آزادی چندان آسان نمی نماید که خام اندیشان را باور است یک شبه می توان به آزادی رسید . داستان قلعه حیوانات تابلویی شفاف ، دردناک و واقع بینانه از داستان آزادی و اسارت انسان است. و هگفژح چه نیک گفته اند به دست آوردن آزادی آسان است اما نگهداریش بسیار سخت. داستان ایرانیان نیز چنین است. ایرانیان بارها و بارها به آزادی دست یافته اند اما بارها نیز چه آسان از کف داده اند. به نظر می رسد اطمینان از ماندگاری آزادی در یک دیار زمانی میسر است که آدمیان آن جامعه تک تک آزادی را درک و به دست آورده باشند. گویا ما ایرانیان هنوز منفردا آزادی را نشناخته و بدست نیاورده ایم و یا بدست آورده و زود از کف داده ایم. ویا آزادی را فقط برای خود خواسته ایم. به درستی باید گفت رمز ماندگاری و جاودانگی آزادی در یک دیار باور به این اصل است " آزادی برای من و برای دیگران، نه فقط برای من!" آیا ما شک داریم که هنوز این رویکرد در میان ما پایدار نشده است؟ با این منطق باید بگویم نسبت وجود آزادی در یک جامعه با میزان رشد یافتگی مردمانش نسبتی مثبت و مستقیم است. واین مقدار از آزادی در زمان ما نیز به نسبت سطح توسعه یافتگی فردی و اجتماعی ماست.
و اما چه باید کرد که آزادی در دیارمان مستقر و پایدار بماند؟ به زعم حقیر:
اول. باید تعریف مان را از آزادی به نحوی ارایه دهیم که با تعریف تمدن جدید جهانی ، همان پروسه دگرگونی که در حال رخ دادن است ، همخوانی داشته باشد. در هر حال باید پذیرفت این تعریف نتیجه تلاش کل بشریت در قرون متمادی است و نباید آن را به یک جمع یا منطقه خاص نسبت داد.
دوم. آزادی را "حق" انسان ها فرض کنیم و نه لطف حاکمان!
سوم. بکوشیم این تعریف و نگرش به یک فرهنگ و رویه تبدیل شود
چهارم. در کلیه انتخاب ها افرادی را شایسته وکالت ، صدارت و وزارت بدانیم که پایبندی شان به آزادی محرز باشد،
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی(مطالعاتی در باب توسعه کردستان), [08.08.17 19:30]
چرا که وجود دولتمردان متعهد به صیانت از آزادی یک شرط است. شرط لازم!.
پنجم. پیمان ببندیم در مسیر استقرار آزادی از هیچ حرکت خشونت آفرینی بهره نگیریم و سرانجام اینکه دریابیم استقرار آزادی و بسترش دموکراسی سخت نیازمند صبر و ریاضت و مداومت است و این جز در چارچوب نهادهای مدنی و تشکل های قانونمند میسر نیست! زیرا زمان کاریزما پروری و قهرمان خواهی به سر رسیده است. همه باید در این مسیر همراهی کنند واین ممکن نیست مگر در قالب احزاب ، انجمن ها و نهادهای غیر دولتی به عنوان رکنی مهم درحکومتداری!
* این یادداشت ده سال پیش نگاشته شده است.
** دانش آموخته مدیریت استراتژیک
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
(مطالعاتی درباب توسعه کردستان)
@KDproblems
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۲ ساعت 11 توسط سید هاشم هدایتی
|
دراین وبلاگ مقالات و یاد داشت های علمی و تخصصی مدیریتی دکتر سید هاشم هدایتی درج می شود. هدایتی متولد 14/2/1338 است. او در سال 71 لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران و در سال 1374 فوق لیسانس مدیریت دولتی را از دانشگاه تهران اخذ نموده و در تیرماه 85 موفق به اخذ مدرک دکترای مدیریت خود درموسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی تهران شد. تدریس در دانشگاه و موسسات عالی آموزشی‘برگزاری سمینارهای علمی و مشاوره تدوین استراتژی سازمان ها در کنار نگارش دهها مقاله علمی و سیاسی-فرهنگی از جمله سوابق علمی و آموزشی اوست. وی قبلا مدیر کل ادارات کل صنایع وتعاون استان کردستان .مشاور مدیر عامل و مدیربرنامه ریزی شرکت احداث صنعت و کارشناس خبره سازمان صنایع ومعادن کردستان بوده ودوسال آخر خدمت را به عنوان عضو هيئت علمي دانشگاه صنايع و معادن تهران سپري نمود .در حال حاضر پس از بازنشستگي از خدمات دولتي به فعاليت ها مشاوره و تدريس به صورت پاره وقت مشغول است.